+اون اسبه که اصیله!
- خر همونم نیس!
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
با این چشمهای استفراغ کرده ٬ خیلی خدایی که هنوز میخوای درست ببینی...
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
وقتی نشستی٬ بدو بدو کردن ملت واست خنده داره...
وقتی میدویی هم نشستن مردمان...
پ.ن:اصولا یه پوچی تو خود پرواز هم هست که فقط موقع فرود میفهمیش..
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
گاهی درخت به سرش میزنه که بی کوآلا هم درخته..
گاهی درخت یادش میره که یه درخت بی کوآلا است..
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
حالت چطوره های مجازی و فرمالیته این روزها دارن واقعی میشن..
پ.ن:جدآ چطور میتونی باشی؟!
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
این همون گوشیه..
منم که همون منم..
نکنه تو عوض شدی؟
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
یه وقتهایی هست از دست ای اس ال میخوای فرار کنی به هرکی میشناسی..
حالا نه هرکیه هر کی...
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
یه روز وقتی پا میشی با فرق سر میری تو پنجره..
این حتمی ترین فال توئه!
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
من دلم شب کویر رو میخواد با یا بی رصد..
دلم حلقه های زحل رو میخواد با ستودن..
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
شایا !شایا بیا ببینم..
چند وقته دا نشدی؟
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
کاش آدمها به جای حرکات نمادین٬ صادقانه و رک حرف میزدن!
پ.ن:نه که نخوان ناراحت نکنن ها!..نه! اینجوری صرفا راحتترن..
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
"گفتم که بی/جی اف داره!" فجیعترین جوابیه که به یکی میشه داد...
داره که داره شاید دلش یکی دیگه بخواد!..
پ.ن:نعمت مفت هم که زیاده..
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
الان باید نقش یه ساعت کوکی پر کوک احمق رو بازی کنم که "دیلینگ دیلینگ شب شده مهتابه.."
بعد هم فوج فوج بگین خوب بخواب جیگولی پیگولی...
منم کوکم تموم شه مثلآ در حالی که مثلاتر کفری میشم که چرا نفهمیدین نمیتون بخوابم...
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
گاهی جالبه گاهی نفرت انگیز این همه شباهت دو تا آدم بیربط بهم..
وقتی به این میگم:"شاد بپوش "..دقیقا مثه وقتهایی که به اون میگم: "عربی بخون" لجوجیده میشه..
پ.ن:اصولا وقتی کاریو که به صلاح هر کیه بهش میگی٬ لحن و علتت رو نمیشنوه..
صرفآ با خودش کلنجار میره که الان دستور دادی یا نصیحت کردی!
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
سیگار نکشیدنت هیچ ارزشی نداره وقتی نمیتونی بکشی و نه حتی وقتی میترسی..
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
یه سری از اتفاقات از فرط تکرار٬ ناراحت کننده بودنشون رو از دست میدن...
یه اتفاقاتی هم از فرط تکرار دیگه ناراحت کننده میشن...
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
به حق کارهای نکرده!!
دارم آگاتا کریستی میخونم...
+
88/04/12 6 PM  .شایا.
|
واسه رد کردن همچین جاده ای باید ماشینت برو باشه..
واسه رفتن از همچین کوهی باید رفیقت برو باشه..
واسه بیدار شدن از همچین خوابی باید برو باشی...
+
88/04/12 5 PM  .شایا.
|
سیلویا پلات هم خوب بود قبل از مردن روشنفکرانه اش!! به این فکر میکرد که
یه نویسنده مجله مد نمیتونه روشنفکر باشه!..از نظر من البته!
+
88/04/10 10 PM  .شایا.
|
تلاش مزبوحانه ای دارم واسه خوب موندن حالم میکنم...
پ.ن: آفرین به من!
+
88/04/10 10 PM  .شایا.
|
"پیچوندمت"...شرف داره به "یادم رفت" دروغی...
+
88/04/09 0 AM  .شایا.
|
مهتاب تو فرق سرمه..ساعت ده و نیم مثلا میخوام بخوابم!
لجم کردم کتاب نخونم..دلمم نمیخواد به هیشکی و چی فک کنم...
طفلی خدا از این صحنه نمیتونه هیچی در بیاره...
+
88/04/09 0 AM  .شایا.
|
همه دیر میفهمن خوب بودم..
منم به نوبه خودم دیر میفهمم که خوب نبودن...
+
88/04/08 11 PM  .شایا.
|
موضوع اینه حس شیشم همیشه از همه جلوتره...
+
88/04/08 11 PM  .شایا.
|
یکی چاکرا بستن یادم بده...
میخوام!
+
88/04/08 11 PM  .شایا.
|
فکر کن تو همین فسقل عمری که کردیم بزنه بمیریم..
فک کن واسه همین فسقل عمر که انقد سوختیم٬ چقد باید بسوزیم...
+
88/04/08 11 PM  .شایا.
|
تو همه فیلدها یه بیتفاوتی نابی دارم..
این یه فولدر رو هم میتونستم خوب بود...
+
88/04/08 11 PM  .شایا.
|
تو چرا میکشونیم به قضاوت؟
چرا وقتی هنو حکم صادر نکردم جوری "دیدی دیدی قضاوت کردی" راه میاندازی که حرکت عوضی قضاوت برانگیزت مثلا فراموش شه؟یعنی تو انقدر کرم به درختته که فقط واسه ثابت کردن به من که چقد عوضیم ٬ عوضی گری در میآری؟
+
88/04/08 11 PM  .شایا.
|
چون زیاد نمیشه کم رو دریغ میکنی؟
یعنی من انقد خاکستر نشینم؟
+
88/04/08 11 PM  .شایا.
|
دو روزه ناهار و شام نخوردم و نمردم...
+
88/04/08 11 PM  .شایا.
|