تبليغاتX
.NeptuNe.
.FaR BeYonD tHe PlanEt EarTh.

it finally happened
im going slightly mad...

+  87/02/30 5 PM   .شایا.  | 

گاهی آدم یادش میره که تو شبهای سرد منفی بیست درجه..کیسه آب گرم خیلی بیشتر از یه تدی خرسه که خودشم سردشه٬گرم میکنه...
+  87/02/23 5 PM   .شایا.  | 

هیچ میدونی چرا سلینجر داستان جین رو
(که هولدن دائم بهش فکر میکرد و آخرش هم بهش زنگ نزد) رو نمینویسه؟
چون خود دیوید هم ازش در میره...
خود جروم هم دلش میخواد با اون سالی ابله بپره...
+  87/02/23 5 PM   .شایا.  | 

تو که زحمت میکشی مسواک رو به اون ۴ تا دندون جلوت میزنی...
یه زحمت دیگه هم بکش!..یه دستی به اون دندونهای دیگه ات هم بیار
نه همه شون رو نه!(راضی به زحمت نیستم)
فقط اون نیشهای زرد نکبتت رو...
+  87/02/23 5 PM   .شایا.  | 

مثه موهاشه...تکلیفش با همه معلومه..جز خودش...
+  87/02/23 5 PM   .شایا.  | 

امروز فهمیدم که چرا مایکل اوون چیزی کم داشت برای عاشق کردن من...
امروز جو کول جواب چرایم بود...
+  87/02/23 5 PM   .شایا.  | 

عکسهای اسایل دار مری بدجوری پروفشنال بودنت رو  فکری کرده...
+  87/02/23 5 PM   .شایا.  | 

عذاب نه وقتیه که نتیجه رو بهت برسونن
نه وقتی که خودت به نتیجه برسی
عذاب وقتیه که برسوننت به نتیجه!

+  87/02/23 5 PM   .شایا.  | 

گاهی به آسمان نگاه کن...
و ببین...
که هیچ صورتی از فلکی پیدا نیست...
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

میرا:ملغمه ای از ۱۹۸۴ اورول و دنیای قشنگ نو هاکسلی...با پایانی موجز و خوش....
پ.ن:بیشک کریستوفر فرانک نپتون را میفهمد وقتی به "(:" میگوید: آیکون حسن نیت!
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

دستهایم دستکش اعصاب ندارند...
میسوزند...
این عقوبت دستهای بی اعصاب است...
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

لذتی رو که فقط یه بار میخوای تجربه کنی٬فراموش کن!
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

امروز یکی ۶ بار ماچید گونه های مارا...
یا دلتنگمان بود٬یا خوشگل شده بودیم...
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

این" تو روزنه ی نوری در خانه ی ظلمت پوش " داریوش..را شاد باش میستاییم:دی.
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

سواره یا پیاده ...حق همیشه با نپتون است!
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

دخترک تمام حمیتش را میگذارد که با دیدن عکس هر دختری ـبه زعم او رقیب ـ بگوید:تو خوشگلتری!
و همتی ندارم که بفهمانمش :این یک قلم را از دید ناظر لخت میسنجند!
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

چرا کف دست بچه ها رو میبوسن و پشت دست بزرگترها رو؟
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

یه زمینی میگه:مهربانی هایتان را نگویید چون نمیگذارند مهربان بمانید.
یه نپتونی میگه:مهربانی هایتان را نگویید چون نمیگذارند نامهربان بمانید.
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

چرا رنجهای نپتون از جنس "چیزی نیست ٬خوب میشه " است
و دردهای همگان از جنس "الهی بمیرم٬خیلی درد میکنه؟"
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

این دوس دختر رومن پولانسکی رسما هووی منه..
حتی وقتی هیچ رومنسی به رومن ندارم!
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

از بس تیزر فیلمهای هوویی شریفی نیا دار دیدم ...فکری شدم که واسه زن اولیه که یه عمرره پای یارو سوخته دل بسوزونم یا واسه زن دومیه که از سر فلاکت زن همچین یارویی شده...
+  87/02/18 5 PM   .شایا.  | 

+  87/02/16 5 PM   .شایا.  | 

...so close no matter how far

+  87/02/16 5 PM   .شایا.  | 

گیرم من بودم که چشمهامو میبستم....
تو چرا خودتو به کوری میزدی؟
+  87/02/09 5 PM   .شایا.  | 

حس خفه کردن این ماهی با دست...حس کوبیدن آن در با پا...حس زیر گرفتن خانم همسایه...حس لگد زدن به آقای استاد...حس داد زدن سر این..حس چک زدن تو گوش آن....حس شکستن گردن تو...
نه ....حس شکستن گردن تو فرق دارد با این حواس!
+  87/02/09 4 PM   .شایا.  | 

ما میآوریم این زندگی را به همه جای آن خنده ها...
ما نمیبریم این خنده ها را به هیچ جای آن زندگی...
+  87/02/09 4 PM   .شایا.  | 

آدمها وقتی راجع به حست حرف میزنی زل میزنن به لب و دهنت..
وقتی راجع به فکرت حرف میزنی زل میزنن به قد و هیکلت...
وقتی باهاشون دست میدی زل میزنن به دستهای بی انگشترت..
وقتی باهاشون دست نمیدی زل میزنن به سرسختی چشمهات...
وقتی باهاشون گرم میگیری زل میزنن به شاخ شاخی موهات...
وقتی باهاشون گرم نمیگیری زل میزنن به صدای دالبی ات...
پسر آدمها واسه خواستن٬دختر آدمها واسه قیاستن...
آدمها ورای جنسیت نمیتونن زل بزنن...
اینو حتی گربه دله ی دم یونی هم میدونه...

+  87/02/05 4 PM   .شایا.  | 

+  87/02/04 5 PM   .شایا.  | 

امروز صبح قبل از این که خانم مادر آقای خواستگار زنگ بزنه...
پاریس در گوش تدی گفت: دلم میخواد ناتالی پورتمن بشم دوباره...
تدی گفت:آره هیلتون!اینجوری واسه پوستت هم بهتره...
پاریس گفت:مثه اون موقع ها که پاهاشو از نرده ها رد میکرد...
تدی گفت:نه یه نقش جدید...
پاریس که دیگه ناتالی شده بود گفت:رابینسون کروزوئه!
تدی فهمید....تدی میدونس که خانم مادر آقای خواستگار نمیفهمه...

+  87/02/04 5 PM   .شایا.  | 

+  87/02/04 4 PM   .شایا.  | 

با همه ی شبهایی که گذرانده نمیداند...
با همه ی روزهایی که گذرانده ام میدانم..
که مرد آلات از گله متنفرند و با گله گذار متنافر...

+  87/02/04 4 PM   .شایا.  | 

اگه این کافی نتیه یه ذره این دامبولو کم میکرد٬اگه راننده تاکسیه از ذوق نامه ی ماچ دار جی افش هی بوق نمیزد٬اگه انقد اضطراب نداشت٬اگه یادم میموند تو کیفم بذارمش میتونستم یه چرتی آپ کنم...
+  87/02/04 4 PM   .شایا.  | 

ما داریم زور میزنیم به همه بفهمونیم هنوز همون آدمهای سابقیم..
ما داریم زور میزنیم به همه بفهمونیم هنوز همون حرفها رو میزنیم...
ما داریم زور میزنیم به همه بفهمونیم لزوما حرف هم دیگه رو نمیزنیم...
ما داریم زور میزنیم....همه بهمون میفهمونن!
+  87/02/03 5 PM   .شایا.  | 

+  87/02/03 5 PM   .شایا.  | 

۱غصه ی رفته ها رو میخوره..
۲ غصه مونده ها رو...
۳ هم با همه ی دله بودنش ٬تو این یه فقره خوردنش نمیآد!
+  87/02/03 5 PM   .شایا.  | 

+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

امروز افیون از خاک بیرون میزنه...هرکی چشم دیدن نداره کور...هرکی گوش شنیدن نداره کر..و هرکی حرف زیاد میزنه لال!هرکی هم تکنیک بزنه با من طرفه!
+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

من قول میدم یا ازدواج نکنم یا بچه نیارم...
اگر هم آوردم...
جلو بچه هه سر جوراب با ازدواجه کل نکنم!
+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

نه!!!...غیبت کنم حذفه...تنتان سالم!...۲ورق لورازپام..باک رو پر کنین لطفا...قبض تلفن رو میزه...کت شلوار گرم نیس؟...زشته جلو مردم...خوشگل شده بود...اتریش که بودیم...بلاخره کشتنش؟....پ.ل واسه تاج گل...راحت شد...ریش تراش نیاری!.."خیلی بد" یعنی رفت؟...عینک آفتابیه قهوه ایی یا مشکی؟...اون در و داهات ها هم میآن؟....دفتر چه بیمه ات...شارژر کو؟...مشکی ندارم...تیشرت سورمه اییه...آدم نازنین...رزرو شد؟..چه فایده بفهمن  کی بود...ماکارونی تو یخچاله...
پ.ن:با تشکر از پست تانگو جوراب موراب...
+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

تو قولی گرفتی...
بیا آن قول..
این گرفتن...
کو تو؟
+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

این راند:
شادی من کدام است؟
اگر تمام دستها...
حتی ناپاک!
 بتوانند آلوده اش کنند...
+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

اسب وحشی افسار نمیپذیرد...نبستنی است...
اسب وحشی را زین نتوان زد...با این طبع سرکش رام نشدنی...
اسب وحشی میتازد٬میپرد٬میجهد٬میتابد!
با تک شاخی که شکسته اند...این ریشه های "در" زمین...
+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

از دست زندگی میشه مرد.
تو که عقلت زیاده بگو!
از دست مرگ هم میشه زندگی کرد؟
+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

خاله ژاژا٬عمه شه شه٬زن عمو فافا٬عروس دایی فی فی...بع بع ٬ماع ماع...
+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

گه گاه گهی است!
+  87/02/02 5 PM   .شایا.  | 

آدمها یا دوستداشتنی اند یا قابل احترام..
مردها واسه آدم یا مثه عمو اند یا مثه دایی....
هم دوستداشتنی بود هم قابل احترام مثه عمو بود هم مثه دایی..
دیگه نیست!
رفت!
بیصدا...
بی صدا!

+  87/02/02 5 PM   .شایا.  |