تبليغاتX
.NeptuNe.
.FaR BeYonD tHe PlanEt EarTh.
رو لبه تیغ که راه بری...
چه این وری بیفتی٬چه اون وری نیفتی..
پات میبره...از "خودت"

+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

همانا
همینا
همونا
تنها بودن به مراتب بهتر از تنها ماندن است!
+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

اون دبلیو قبل من کثیف بود هیچ کمکی به هیشکی نمکنه!
+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

سوپر واکنش در آبستن حوادث با فرار غزال تیز پا!
+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

-اعصابم داغونه!
+چرا؟
ـچون هست!
+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

من دردهای جانگیر حاد رو ترجیح میدم به
دردهای جانکاه مزمن...
+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

ته همه چیم گذاشتی...
یه
که چی؟
+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

سلینجر به حق اون گوشه کز کرده ومینویسه..به دور از این همه فوردو یسمور و هولدن و کورین و فرنی
با یا بی تحمل!
پ.ن:حضرتش!

+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

دوستان عزیز بنده اگر سواری هم بدهم مرکب نمیباشم!

+  87/07/27 5 PM   .شایا.  | 

مورچه ها همونقدر  موذی ان ٬ که بی آزار...
مورچه کش ها همونقدر بی آزارن٬ که موذی...
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

حق اولیه هر انسانی که در زمین زندگی میکند...:
حق این که ناپدید شود و درباره ی ناپدید شدنش به کسی حساب پس ندهد...
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

ای همیشه بعدش گوی بعدهای دور و دیر...
من همیشه زود دیر میشوم...
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

هاپو دیدم لونه عوض کنه....(اگه لونه هه عوضی باشه)
ولی هاپو ندیدم لونه اش رو ( حتی عوضی)...به کسی بده..
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

همیشه فکر میکرد خونه آدم خونه خودشه...
نه خونه وقتهایی که اگه مهمون بیاد چی؟...
پ.ن: سندش به نام حوا نبود آیا؟
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

احساسات من این روزهاهمین قضاوتهای شخصی و بی پیرایه است...
احساسات من این روزها٫مرا مغضوب علیهم والضالین میکند و با خیال راحت دلستر لیمو و کتاب میخورد..
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

قرمز میشوم...
سبز میشوی...
و من دیگر آیکونم نمیآید...
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

من همیشه سالی یکبار مازاد عواطف بدبوی هرکس را روی سرش خالی میکنم...
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

خواب من همیشه حرام میشود بین گیرهایی که مام به زیاد بودنش میدهد و دد به کم بودنش!

+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

مایه زیاد میذاره...
فقط کم میکشه..
واسه همین همیشه میترشه...
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

تصمیم های بی من ات را برای من ات بگیر..
دیگر منی برای من ات٬من من نخواهد کرد...

+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

وقتی حرفی پیش میآید..همه چیز از یادها میرود...
وقتی حرفی پس میرود...هیچ چیز از یادها نمیرود..
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

یوریک از اوفلیا عاقلتر بود٬در جدی نگرفتن هملتهای زمانه..
پ.ن:هنوز نخواندمت عمو ویلی..بس که زیاد فرمودی!
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

پروردگارا..
اگر قرار است تمام شویم..
لطفا همین الان!
آمین!
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

بدم میآید از منی که با تو است...
بدت میآید از منی که بی من است..

پ.ن:بدش میآید از منی که در تو است..
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

من کش میدهم..
تو قوس میآیی...
آنچه میخواستیم آن قوس و قزح بود٬نه این ما!
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

آدمها وقتی داغن هیچی نمیفهمن..
این به این معنی نیست که وقتی سردن همه چی میفهمن...
و به اون معنی هم نیست که وقتی ولرمن نصفه نیمچه بفهمن..
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

ـ انقد پا رو دمم نذار...
+انقد دمت رو زیر پام نذار...
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

اونچه که کنتور نمیندازه دروغ نیست...
توجیه ه!

+  87/07/09 4 PM   .شایا.  | 

یه  مدت میتونی به جای گفتن دیالوگ های ذهنی ات ٬مونولوگ بگی؟ 
+  87/07/09 4 PM   .شایا.  |