هرکی دم از هرچیزی میزنه..
دقیقا همون چیزیه که نداره!
پ.ن:اکثرا!
+
88/02/31 11 PM  .شایا.
|
- سگ تربیت شده!
+ سگ بی تربیت!
+
88/02/31 11 PM  .شایا.
|
آدمها خاطره تعریف میکنن که یادشون بیاد این آدمهای یخ مزخرف الان نبودن..
+
88/02/31 11 PM  .شایا.
|
اگه طرف دوستمون به دوستمون خیانت کنه٬به دوستمون میگیم..
اما اگه دوستمون به طرف خیانت کنه نمیگیم!
مگه این که بخوایم به طرف با خودشیرینی بازی نزدیک شیم..
پ.ن:خدایی هیشکی تو دنیا نیست یه جور دیگه باشه؟یه جور خوب؟
+
88/02/31 1 PM  .شایا.
|
یه وقتهایی به همه میگیم که "اشتباه کردم" ..
ولی جسارت گفتنش رو به خودمون نداریم!
+
88/02/31 1 PM  .شایا.
|
همیشه وقتی جزوه نمینویسم فکر میکنم همه چه نکات خفنی اسنتاجیده اند!
همیشه مرغ همسایگان خروس است.
+
88/02/31 1 PM  .شایا.
|
بعضی اتفاقا تا سر خودت نیاد حسشون نمیکنی...
حالا میفهمم وقتی مام میگه:به اون معذرت خشک و خالیت راضیم و
تلاش واسه تکرار نشدن قضیه٬ خوشحالم میکنه یعنی چی!
+
88/02/31 1 PM  .شایا.
|
مسئولیت پذیری در قبال:
خونواده..
خونواده و دوستان..
خونواده و دوستان و آشناها..
خونواده و دوستان و آشناها و آدمها..
+
88/02/31 1 PM  .شایا.
|
+
88/02/31 1 PM  .شایا.
|
خیلی خوبه یه جایی حرفهاتو بکوبی به درو دیوار بگی:بیخیل..
در و دیوار هم بفهمن که بیخیل!
+
88/02/31 1 PM  .شایا.
|
بد کیفیترین آهنگ رو با گوشخراشترین مد صدا بذار و تو هر کیلومتر یه داد بزن...
یادت میره..چت بود!
+
88/02/30 10 PM  .شایا.
|
تازه دارم میفهمم میل داشتن چقد میتونه شادت کنه..
مثه سوء استفاده چیا دارم به چیزای کوچیک واسه خوشحال شدن چنگ میزنم!
+
88/02/30 10 PM  .شایا.
|
کارمن یعنی شفا...!
پ.ن:جاهناتان تنکیو!
+
88/02/30 5 PM  .شایا.
|
وقتی یه فیلم٬کتاب٬آهنگی رو به یکی میدم و چندشناکترین(بیربط ترین) برداشت رو ازش میکنه...
از خودم متنفر میشم که دو تا موجود بیربط (کتاب و اون آدم ) رو به هم لینک کردم.
+
88/02/30 5 PM  .شایا.
|
وقتی یکی یه حرفی رو نمیخواد بشنوه..
و باز میگین..
خیلی راحت به روحش تجاوز کردین..
+
88/02/30 4 PM  .شایا.
|
بعضیا به بند کفششون حواله میدن..
بعضی به اعصاب( علت همه چی واسه شون عصبیه)..
در مجموع همه در کار حواله جاتن!
+
88/02/30 1 PM  .شایا.
|
آدمها(همه شون) موقع دعوا چنان جوگیر میشن..که انگار دشمن خونیتن!
جوری همه چیز یادشون میره که فقط میخوان ببرن!
اما چی رو از کی؟
+
88/02/30 1 PM  .شایا.
|
وقتی یکی پاشو از مرزش فراتر میذاره..
در بهترین حالت باید پاشو قطع کنی..
در بدترین حالت باید مرزتو جوری تغییر بدی که نتونه پاشو بیاره..
+
88/02/30 1 PM  .شایا.
|
کسی که عصبانیت میکنه رو میتونی ببخشی(حداقل عصبانیتو شدی)..
اما کسی که ناراحتت میکنه رو چی؟
+
88/02/30 1 PM  .شایا.
|
من محکومم که تصویر چرک ساختم یا نه..
که بحث میکنم یا نه..
و اصل مطلب فراموش میشه و بله.
+
88/02/30 1 PM  .شایا.
|
همیشه زانوی غم بغل نمیگیرم..گاهی زانوی فکر..گاهوی زانوی خشم..
جزء چند زانوانیانم:دی
+
88/02/30 1 PM  .شایا.
|
اونقدر کله پوکم که برگردم رک بگم:الان دلم دعوا میخواد.الان دارم بهونه میگیرم.
+
88/02/30 1 PM  .شایا.
|
دیگه میدونم چی میخوام.
این دونستنه مهمتر از خواستنه است.
+
88/02/30 1 PM  .شایا.
|
کشتی منو با این حالت چشم شناسیت!
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
فرهنگ سازی یعنی:
انقد به زیر زمین خونه مون بگیم:"طبقه"..تا بشه طبقه..
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
یه دقیقه و ۲۳ ثانیه حرف زدن با بعضیا یعنی یه عمر!
دیگه۳ دقیقه و ۳۵ ثانیه که یعنی تخلیه کامل اطلاعاتی!
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
ای ذهن من..
ای کاش..
ای خالی شوی..
ای!
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
من و بابام مثه دو تا پسر بچه اییم که فقط واسه قاچ آخر پیتزا با هم رفاقت میزنن:دی
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
واقعا چرا بزرگترا٬کوچیکترا٬مساویا٬مردها٬زنها٬چاقها٬لاغرها٬کنکوریها٬کاردانیها٬دکتری ها.
لپ منو میکشن و دوست دارن خوشحال شم؟
اونهم وقتی که بچگی هامم از این حرکات شنیع بدم میاومد؟:دی
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
تو لیست "من حق ندارم" هام بولد کردی:حق ندارم خنگ باشم یا حتی دیر بفهمم!
من چقد گناه دارم که محکومم به همیشه بفهم بودن!
پ.ن:کمی تمارض گاهی لازمه!
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
بیبی صورتمو با اون حافظ عنود بدگهر شناست دزدیدی و میگی نبود؟:دی
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
گیج میشوم وقتی یکی بغض میکنه واسه کار خوبی که کردم یا نه..
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
وقتی یکی بیاد یه کاریو از آدم بدزده و بهترش کنه چرا که نه؟
+
88/02/29 2 PM  .شایا.
|
چشمت رو که میبندی یه رگه هایی میبینی..
که یا تو چشمتن..یا مال بیرون پلکت..
اون رگه های رنگی میبرنت..
به یه جایی که نه دوره نه دیر..
جایی که اگرم باشه..شاید مال تو نباشه..
چشمت رو که میبندی رگه ها ولت نمیکنن ٬واسه کندن..
+
88/02/27 10 PM  .شایا.
|
آقا ابی دمت گند زدی به "خالی"..
درست وقتی منتظرم اون "هوهوهوووم " مرگبار رو بشنوم یه ریتم بیربط میآری تو حالم..
باز اگه یکی از این زوائد عالم صدا میاومد اینجوری گند میزد به" ای دریغ ات "٬انقد دلم نمیسوخت..
پ.ن:حتی آغوش تو نمونده..همه اش هیچ.
+
88/02/27 10 PM  .شایا.
|
این دوستم فکر میکنه گریه کردم..
اون دوستم فکر میکنه عصبانیم..
مامان فکر میکنه معتاد شدم..
همه اش هم واسه خاطر چندین و چند ساعت زل زدن به
یه خرچنگ احمق که بعد از لوزیدن هر level هرهر میخنده و
یه اسکادران فضایی که هیچا نمیبردم...
+
88/02/27 10 PM  .شایا.
|
+
88/02/27 10 PM  .شایا.
|
وای!خدایا! گفتم یه تغییری کردی قیافت عوض شده! نگو مقنعه ات رو عوض کردی:دی
+
88/02/27 10 PM  .شایا.
|
واقعا شرمنده ام..
حتی اگه خودم عوض بشم..
باز نمیتونم بیام تصویری رو که ازم ساختی عوض کنم..
فوقش بتونم بگم کدوم پیکچر منجر بهم سازگارتره..
شرمنده ام.
نمیتونم.نمیخوام.
+
88/02/27 10 PM  .شایا.
|
میزنم بهت چون تیتیش مامانی هستی (به یه پیرزن راه داده بودم) !
پ.ن۱:اگه مرد بودی بعد از این که جلوت پیچیدم ٬میزدی!
پ.ن۲:اگه تا حالا تصادف نکردین و دوس دارین ببینین چه جوریه یاد وقتی خوابین و
یهو سقوط میکنین بیفتین..اگه همچین خوابی به عمرتون ندیدین ایولتون که انقد خوشین..
پ.ن۳:اصولا گردن ما را آفریده اند برای زدن!
+
88/02/27 10 PM  .شایا.
|
خروسها قد قد میکنن..
مرغها دلشون میخواد جیک جیک بشنونشون...
جوجه ها زدن زیر عر عر ..
عر عر ها زدن تو کار ما ما...
اونهم وقتی که " من" هم نیستن..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
کوک شاید..
ولی کوکی نیستم!
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
به مظلوم هم دیگه نمیشه ظلم کرد..
وای به حال مظلوم نما
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
وقتی میدونی با خط طرفی..؟
زاویه و انحنا دادن٬فقط نقطه ات میکنه..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
هر تویی٬تو نیست!
میفهمی تو؟
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
داشتن جفتی سر بچه شون داد میزدن..
(به من مربوط یا نه)بهشون گفتم:حداقل یکیتون داد بزنه٬بچه یه پناهی واسش بمونه..
بچهه فهمید یا نه یه روز فحشم میده واسه تکنیک تخیلی ام..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
درست مثه مامان بابایی که وقتی شب امتحان داری رمان دوره میکنی..
میآن بالای سرت و یه جمله منطقی میگن..
درست مثه همونها با همون میمک همون جمله منطقی رو میگی..
و یهو روح آدم از رمان پرت میشه بیرون..
پ.ن:درست که نگاه کنی حق با منطق اونهاست..
اما روح آدم دردش میآد..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
جون میکنی تااا هدف پیدا کنی...
جون میکنی تااا به هدفت برسی..
دوباره باید جون بکنی..واسه هدف جدید که تازه پیداش کنی..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
وقتی دایه حرف گوش کن تر از مادر میشی...
دلم میسوزه که آیکون گاز و نیشگون و پس کله زدن هنوز اختراع نشده..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
یه خوبی داشت که فهمید نه عصرهای جمعه دلگیرن نه ظهرای ابری..
یه خوبی داشت که فهمید..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
یه دسته گل سیموری؟...
میون این همه هولدن و کورین؟
تشکر نا شناس!
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
وقتی میگم "نگو" حتما میگی..
ولی وقتی میگم "نپرس" اصلا نمیپرسی..
در حالی که اکثرآ تائکیدم رو "نگو" ئه است!
پ.ن:آینه بازی توام مثه اون خانوم نا شنوائه است که واسه خاله باجی کار میکرد:دی
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
دلقکهای جدی جالبترن..
تا جدی های دلقک...
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
آخ اگه سنسورهام به موقع کار کنن..
شاخکهام توپن ها!
اما سنسورهام..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
یه بچه دیگه آوردن..با همه تضاد ها و تناقضاتشون...
بفهمی ها و نفهمی هاشون..
که واسش فداکاری کنن و بشینن ببینن کی فداکاری میکنه یا نه..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
خوب مینویسه:یعنی تریپی باهاش ندارم..
با حاله:فقط چت کردیم..
آدم خوبیه:دیدمش!
بچه ماهیه:بازم میبینمش..
کارش درسته:هنوز ندیدمش..
یه دوست کول:شوخی مجازه..
معمولیم با هم:فعلا کاری به کار هم نداریم..
مهربونه:از همه چی معنیش بدتره!
باهوش هم اصولا اونقد زیاد نیست که واسه تون معنی کنم..
پ.ن:مرسی از همه!
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
یه کله پوکی تو دنیا هست همه ی جاز های دنیا رو با "جیجین" مینوازه..
پ.ن:اگه جایی "جز" دیدین و نفهمیدین ٬بدونین خیلی عقبین!
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
وقتی نصفه میگی٬میشی بد من ماجرا..
اصولا نصفه مراعات کردن حماقته..
یا باید شجاع باشی یهو همه حرف رو بگی..
یا وجودشو داشته باشی کلا نگی..
پ.ن:من اصولا آدم بی وجودیم واسه قایم کردن و خالی بندی..
+
88/02/27 2 PM  .شایا.
|
من بیش فعالیم رو گم کردم!
شما ندیدینش؟
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
فرمود:آدم ناشی..
تاریکی را ژرفا٬وحشی را قدرتمند٬نا معین را لایزال..
و بی مفهوم را پر مفهم٬میپندارد..
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
خوبی زندگی اینه :
هر شب نکبتی یه صبح خنثی داره و
هر صبح نکبتی یه شب "که چی"..
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
یعنی میخوای بگی از کرم شب تاب هم کمتری؟
یا من شب کورم و موش کور خوردتم!
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
به خودی خود این که وقتی دوستهات فقط وقتی حوصله شون سر رفته
یا دپرشن حاد دارن٬
سراغت رو میگیرن بد نیست..
بد وقتیه که حال خودت خوب نباشه!
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
یه دوست قلمبه ای داریم...
در نهایت عطوفت رفتمون کرد..
شدیدا یاد آقای مشاور سابق(بعدی؟) افتادیم..
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
یه لینکی دادن به اسم "سبز کنید"
خیلی هم خوب..پسندمان آمد..
کاش رنگهای دیگه اشم بیاد..
لازم دارم٬واست!:دی
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
مکالمات لاو ترکوندن تین ایجری لیدی و استاد بس مفرح ذات است..
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
دیشب خواب هیلدا رو دیدم..
گمونم ۱۷ سالشه دیگه الان..
جالبه از تو کمد درش نیاوردم که بیاد..
گمونم تو هم همینجوری یادم میافتی..
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
شب جمعه هم یه روزه مثه همه ی روزای دیگه خدا :دی
پ.ن:اگه نمیخواین به جای کسره٬"ه" ببینین..بگین کجاست!
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
حلا بلوتوث مزاحم تلفنی..
که یه پیرمرد پیرزن بدبخت رو عاصی کنن..
لطفا بعد از خنده بمیرید.
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
نه هنوز روز بود...نه درست و حسابی شب شده بود..
هم خورشید دیده مید هم ماه نمایون شده بود..
شاید این موضوع واسه همه خوب خوب باشه..
ولی برای خود٬خود خود اونها که خوب نمیشه!
پ.ن:با تشکر از عمو شلبی که فرشاد فزونی خوندتش!
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
وقتی بچه ات میپچونت٬یعنی پیر شدی..
وقتی بچه ات عکس خودت رو واست میل نمیکنه٬یعنی پیر شدی...
وقتی به بچه ات غر هم نمیزنی٬یعنی پیر شدی..لول!
بعضی وقتها باید بچه ات رو کتک بزنی:دی
به قول عمو شلبی:پس بازی را پی گیر٬دویدن را پی گیر..جست و خیز را پی گیر..
تا آن زمان که آن سالمندان در درونتان بیدار شوند..برای بازی خود بیرون آیند..
+
88/02/25 4 PM  .شایا.
|
چرا روباه به شازده کوچولو نگفت که "وقتی اهلی میکنی٬اهلی هم میشی..."؟
+
88/02/23 10 PM  .شایا.
|
و خداوند صبر را آفرید..
تا مرا عاصی کند..
+
88/02/23 10 PM  .شایا.
|
+
88/02/23 10 PM  .شایا.
|
وقتی مشکل بزرگ نداریم ٬مشکلات کوچیک رو بزرگ میبینیم..
+
88/02/23 10 PM  .شایا.
|
هر bf یی٬ بی اف نیست!...شاید bright field باشه!
هر wcیی٬دبلیو سی نیست!...شاید امگا سی(فرکانس قطع ) باشه!
+
88/02/23 10 PM  .شایا.
|
۱.پشه اومد نشست رو بازوی ما..نیشید و رفت..وقتی رفت چشایری گفت:نیشت زدا!
۲.میگن کردها فحش مادر نمیدن!
۳.دو روزه شیر خوردم و نمردم!
+
88/02/23 10 PM  .شایا.
|
ـنگفتم هنو..
+کلا نگو!
+
88/02/23 0 AM  .شایا.
|
اصولا هرکی از غار تنهاییش میناله..میخواد یه جوری نئاندرتال تو غارشو پرده برداری کنه...:اند
+
88/02/23 0 AM  .شایا.
|
۱. بگویید "
ميلينگ" چیست؟:دی
۲.بگویید
این کیست؟:دی
۳بگویید به آدمهایی که
این آهنگ رو صد بار گوش میدن ٬چی میگن؟:دی
+
88/02/22 11 PM  .شایا.
|
نه! رئال نه!
داری میشی رم!
اونم فقط به خاطر راه ها!
+
88/02/21 11 PM  .شایا.
|
خیلی خوبه آدم به خودش و شرایطش واقف باشه..
تا وقتی که بدونه از این دونستنها چه جوری استفاده کنه...
+
88/02/21 11 PM  .شایا.
|
A فکر میکنه٬ B شاکیه..
B نیست.. اگه هست هم ٬قد همه ی آدمها..
قد خودA..شاید حتی یه جاهایی کمتر..
A سعی میکنه گارد بگیره..نه واسه بدجنسی..
واسه هشدار ذهنیش..
B بهش بر میخوره...سعی میکنه ذهنیتش رو عوض کنه...
نمیذاره..نمیشه..
شاکی میشه..
چند نفر اینجوری رفتن تیمارستان؟با ترسی که زاییده ذهن آدمها بوده...
چند نفر نرفتن تیمارستان؟و یه عمر سعی کردن خودشونو اثبات کنن یا نه..
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
از سفید برفی زیباتر که نیست..اگر هم هست خل کلمنتاینی نیست..
اگر هم هست٬مهربون نیست..اگر هم هست من نمیدونم!
من آیینه بازیم نمیآد تا نزدم لهت کنم٬خودت راستشو بگو!
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
زندگی مثه صندلی جلویی میمونه که گاهی میآد تو حلقت و هرچی صدا میزنی که خفه شدم ٬
خودشو به کری میزنه..
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
آدمها موقعی شروع کردن به ساختن بت که توجه میکردن اما بهشون کم توجه میشد...
و از اونجایی که کم توجهی از طرف دشمن نبود احساس میکردن که لابد مقصرن!
و اینجوری میشد که توجه هایی رو که بهشون(عمدی یا سهوی) نمیشد رو با با توجه هایی که خودشون میکردن٬قاطی میکردن و یهو یه بت ساخته میشد...که هرچی کمتر میخواست پرستیده بشه٬بزرگتر میشد...
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
گفت:تاثیر پذیری نیست٬درکه!
فکر کرد..
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
وقتی همیشه یه اتفاق نامطلوب میافته...
یا باید جامعه آماریمونو بالا ببریم که اون اتفاق به اسم "همیشه" دیده نشه..
یا تعریف درستی از نامطلوب ارائه کنیم و "چرا" ی رخ دادنش..
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
وقتی دیدی یکی رو راحت میشه ناراحت کرد و سخت هم نمیشه خر کرد٬بدون اون منم..
وقتی یکی از ۶ تا ۱۱ هر ۱۰ دقیقه ساعتش زنگ میخوره و پا نمیشه٬بدون اون منم..
وقتی یکی کلی زود حاضره و کلی دیر میرسه٬بدون اون منم...
وقتی یکی عذاب وجدان خودش تیزتر از چاقوی توئه٬بدون اون منم..
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
اصولا وقتی اتفاق مشکوکی میافته٬اثبات یا انکار میکنن..
بیخیال باش مال یه سکانس دیگه است..
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
وقتی دلخوری رو اعم از بزرگ و کوچیک میگی..
آدم بد ماجرا میشی..
چون یه آدم خوب نباید سر چیزای ریز ناراحت شه و اگر هم شد نباید به روی طرف بیاره!
وگرنه بی جنبه اس!خودخواهه!بدیهای خودشو نمیبینه!
پ.ن:من بدیهای خودم رو کتمان نمیکنم..ولی وقتی حرکت یکی ناراحتم میکنه چه شبیه به بدیهای من باشه٬چه نه٬ناراحت میشم...سالمترین حالت اینه که طرف اون لحظه برگرده ناراحتی خودشو بگه..
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
صداقت در حد حماقت کله شقیو جسارتی میخواد که هرکسی نداره..
این که روی باز و ذهن روشن شنونده هم موثره ٬درست...
اما گاهآ تو نمیدونی این پذیرش تا چه حدیه!
و صرفا به اتکای کله شقی خودت پیش میری..
اصولا تو جریان صداقت در حد حماقت پی همه چیو باید به تنت بمالی...
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
شعار:
هرچی میزنن تو سرتون بیصدا نباشین!
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|
وقتی حسم میمیره..
اگه اونقدر که واسه مردنش حق حیات قائلی..
واسه احیاش حقی قائل بودی..
خیلی خوب میشد..
+
88/02/21 10 PM  .شایا.
|