به دعای گربه سیاه بارون نمیآد..
خودشم خوب میدونه...
فقط میخواد اذیت کنه...
+
88/03/29 0 AM  .شایا.
|
همیشه وقتی یکی سرعت میره میفهمیم بده..
همیشه وقتی یکی بد میکنه میفهمیم...
همیشه دیر میفهمیم..
+
88/03/29 0 AM  .شایا.
|
تو هر بحثی اونی که میخواد ادامه بده بازنده اس...
+
88/03/29 0 AM  .شایا.
|
دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم..
اندازه یه سر پیاز هم نمیتونم...
+
88/03/29 0 AM  .شایا.
|
هنوز میشه به حال تو/من امیدوار بود..
وقتی نه تو حالت خوبه نه من..
وقتی هم تو سعی میکنی هم من..
که نشون بدی تو/من...
که حالت/حالم خوبه..
+
88/03/29 0 AM  .شایا.
|
آدمها هرقدر مزخرفترن دلشون میخواد تصویرشون قشنگتر باشه..
پ.ن:مثه چی دروغ میگه بعد میگه:تو که میدونی من روحم مثه یه لوحه پاکه:دی..
+
88/03/29 0 AM  .شایا.
|
تو دعوا میکنی که یادت بره..
من یادم میمونه..
+
88/03/29 0 AM  .شایا.
|
وقتی با خواهر برادرت کل میکنی..
در واقع داری جیگر پدر مادرت روبه سیخ میکشی...
چون خواهره /برادره اون لحظه خشمش رو خالی کرده مثه تو...
+
88/03/29 0 AM  .شایا.
|
تو کول فرندی با بزرگترها...
یا دوست کوچیکی یا دوستی یا کوچیکی...
ولی اگه دوست کوچیکی مطمئن باش یه روز این کوچیک بودن تو سرت زده میشه..
واین تقصیر تو نیست که دیرتر به دنیا اومدی...
پس بذا فقط کوچیک بمونی..دوستش رو جاهای دیگه خرج کن..
+
88/03/29 0 AM  .شایا.
|
گویی از روز ازل smsیی نبود...
+
88/03/28 1 PM  .شایا.
|
خودم رو به خواب عمیقی زدم..
لطف کن انقدر بیدارم نکن..
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
خیلی ناشی..
تو ابراز این صمیمیت نمایشی..
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
نمیدونم چی شد..
یهو پر زدی رفتی بالا...
منم هی دست تکون دادم که نپر..
اون بالا هی تو پرپر میزنی..
من این پایین هی بپر بپر..
هی هم از اون بالا میگی بپر...
نمیدونم چی شد..
یهو پر زدی بالا..
یادت رفت این پایین یه پرنده بود...
که بالت بود...
نمیدونم چی شد...
یهو یادت رفت..
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
آدم میتونه با نتونستن و نشدن تغییر کنار بیاد..
اما با نخواستنش چی؟
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
تنها چیزی که مهم نیست "علت" رفتارشه..
تا دشارژ میشه..جوری خازن میترکونی که انگار اصلا از اول خازنی نبوده..
این حد مطابقت منفی اعجاب آوره..
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
این عکس یه کله متلاشی شده است..
با باتوم هم میشه کشت.
پ.ن:ما باید به دیده هایمان اعتماد کنیم..
وقتی زید داداشمان میبیند موثق تر از گفته ی مخاطب "عام احساساتیمان" میباشد..
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
از کی تا حالا یکی شدین که میخواین برین؟
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
چه اشکالی داره یکی نتونه با شیشه نوشابه بخوره؟
پ.ن:اصلا تحمل کردن میخواد که تحملش سخت باشه یا نه؟
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
من که میدونم همه جیغ و ویقش و افسردگی فلسفیش واسه اینه نذاشتم پشت سر اون یکی بحرفه!
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
دل واسه تصویر قشنگی که ازش میدید..
تصویر قشنگی که ازش میساخت..
تنگ شد
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
آدمها بی ژست خیلی بهترن..دوست داشتنیترن..قشنگترن..
آدمها کاش ژست نمیگرفتن..
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
یه چیزایی هست همه میدونن..تو نمیدونی..
یه چیزایی هست تو میدونی ..همه نمیدونن..
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
با علم به دونستن قورقورهات میگم که فقط واسه فضولی لینکم کرد!
حالا بازم بگو حدس نزنم! اوکی..شاید قورقورهات فرق کنه..ولی ذاتن غر قوره...
+
88/03/26 9 PM  .شایا.
|
حالم بد است...
خدایا کاری هم نمیخواهم..حرفی نداری؟
حالم بد است...
نگرانی کمترین بهایی است که اگر بپردازی هم ٬حالت را بهتر نمیکند..
حالم بد است...و خنده های تو حالم را بدتر میکند..
حتی وقتی که برای خوب حالی من خندیده باشی..
حالم بد است...
و تنها خوبی حالم همین است که هیچ اهمیتی ندارد که حالم بد است.
+
88/03/26 11 AM  .شایا.
|
همه شاد و خوش و نغمه زنان..ز صلابت ایران جوان..ز صلابت ایران جوان...
+
88/03/24 5 PM  .شایا.
|
رنگ قالب رو dark brown کردم٬این شد!!!
+
88/03/23 7 AM  .شایا.
|
اگه ریگی نیس چرا در میره؟
و در حین فرار فضولی؟
چرا داد میزنی؟
چرا نمیپرسم؟
+
88/03/22 11 PM  .شایا.
|
کزاز رو هم گیرت بیاد غلط مینویسی!:دی
+
88/03/22 10 PM  .شایا.
|
سرباز پیک یا گشنیز؟
شایا فکر نمیکنی وقتی پنجره ای باز نمیشه٬
F2 زدن همونundo ئه؟
پ.ن:من چرا هیچوقت خوشم نمیآد بی بی خشت باشم؟
+
88/03/22 10 PM  .شایا.
|
+
88/03/22 10 PM  .شایا.
|
من قربانی زمان ام و صبری که ندارم..
ما قربانی شرایط..
من قربانی زمان..
+
88/03/22 10 PM  .شایا.
|
من مسئول دیکد کردن حس دیگرون نیستم..
اگه حسی دارین بگین...اگه نه که هیچ.
اصولا وقتی کسی حسی داره اخلاقا موظفه بگه..
این پنهون سازیها و مصلحت اندیشیها حالم رو بهم میزنه..
+
88/03/22 10 PM  .شایا.
|
آدمها فقط یه وقتهایی میخوان آدمو صدا کنن..
آدم فقط یه وقتهایی نمیخواد صداش کنن..
+
88/03/22 10 PM  .شایا.
|
سلیقه موسیقیایی من جویه..
به فرد معرفی کننده و مقبولیتش(در نظر من) هم بستگی داره..
+
88/03/22 10 PM  .شایا.
|
+
88/03/22 10 PM  .شایا.
|
اینجور وقتها بهت زنگ میزدم..
اینجور وقتها بهت زنگ نمیزنم..
+
88/03/22 9 PM  .شایا.
|
تو به جای من تصمیم میگیری..
ولی من حق ندارم به جای خودم احساس کنم؟
+
88/03/22 9 PM  .شایا.
|
جز دهه شصتی هیچی ندارن به آدم بگن..
هنوز درگیر دهه هان!
پ.ن:واقعا هرجوری باشم حوصله حرف زدن راجع به تو یکی رو ندارم!
+
88/03/22 9 PM  .شایا.
|
چه گیری دادن به شمیم و رایحه و بو؟!
پ.ن:شاهنومه آخرش چی بود که خوش بود؟
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
من واقعا نمیتونم با آدمهای غیرقابل تحمل خوب باشم تا خودم غیرقابل تحمل نباشم..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
من خودمم..
و این خود به مذاق خیلی ها خوش نمیآد..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
کسی میدونه؟
وقتی یکی به شدت میخواد تنها باشه و یکی دیگه به شدت میخواد حرف بزنه..
به شدت کی اون لحظه مهمتره؟
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
نمیدونم اینجور وقتها از اسبم بدم بیاد یا دوستام یا خودم؟
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
میخوام تلافی کنم..
میآم تلافی کنم..
خوشحالم نمیکنه..
نه به دل کوچیکم مربوطه..
نه به روح بزرگوارم..
به خودخواهیه متوسطم برمیگرده..
که میخواد خوشحال بمونه..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
حال تو خوب یا بد، حال من چطور است؟خوبم یا فقط سلام میرسانم؟
این خوب بودنم به جبران بد شدنهای قبلش است که خوب شده یا..؟
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
تکنیک میزنی.ناراحت میشه.منطق میآری که قضاوت کرده.
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
من نه دانای کل ام نه سوم شخص بی خبر..
من یه مخاطب ساده ام که گاهی توئه گاهی شما..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
بهای روح من دویدنه..
نه لزوما دونده شدن..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
با حست که زندگی کنی..
آخرش به خودت میگی اه کاش فکر میکردم.ولی ته دلت خوشحاله...
ولی با مغزت که زندگی میکنی...فقط با مغزت زندگی کردی..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
آدمها کات میکنن که لطمه نبینن که زودتر کات کرده باشن..دوباره..سه باره..
تا این که به خیال خودشون بی نیاز میشن..
جوری که گستردگی روابط فرصت دلتنگ شدن بهشون نمیده..
آدمها همینن..همینقدر کوچیک..
گناه دارن به چشم یه هیولای بزرگ نبینشون..
و این چیزی از گناهشون کم نمیکنه..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
اخترک یه پستی داره:
شبهایی که خوابم نمیبره، خوابم رو ببین..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
آدمها از آدم بت میسازن بعد میبینن نه این که مثه بقیه آدمه!بعد میبینن نه مثه همه..
بعد تو هی میری علیا هی میشی سفلی..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
وقتی وجدان آدمها میشی داد میزنن..
چون به بدبختی مال خودشونو خفه کردن..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
خودخواه تر از آینه هست؟
باید پا پیش بذاری..اگه اخم کنی...بخندی مثه خودت رفتار کنه..
این چه مساواتیه که حتی بهت حس عیب نداره پا پیش گذاشتم هم نمیده!
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
از یادم که نرفته..
مجبورم بهشون فکر نکنم..
+
88/03/20 9 PM  .شایا.
|
گله گذار از طلبکار هم بدتره!
پ.ن:انگار گله کردن جزء سلام علیک مردم شده!
+
88/03/20 12 PM  .شایا.
|
دو ساعت کافی بود بفهمم کل این قضایا بیشتر شبیه یه قشون کشیه بچگانه اس (که رآی ما بیشتره) تا جذب آراء...سوزوکیان..ترسناکن..نمیفهمن.....فقط میخوان!مطالبه دارن..حتی نمیدونن چی!
فقط اونچه رو که میخوان میشنون.
پ.ن:خوب شناختشون!
وقتی ناظری چشمت برق میزنه، میلرزی..
فقط دلت میخواد یکی واست دست تکون بده..
باور کن یه دست تکون دادن واسم خرجی نداشت سوبا!
+
88/03/20 12 PM  .شایا.
|
خانوم مسن واسمون تعریف کرد شوهرش سه سال بوده که با یکی نامزد بوده، یه ماه دوس میشن ازدباج میکنن!
و ما فهمیدیم رکب زنی ریشه در تاریخ دارد!
+
88/03/20 12 PM  .شایا.
|
ذهن من واسه پاک کردن بیشتر میسوزونه...
+
88/03/20 12 PM  .شایا.
|
تو لیدر.. آخر دنیا..نامبر وان..خفن!
حالا میشه انقد خودتو نگیری؟
+
88/03/20 12 PM  .شایا.
|
هروقت عطر جدید میزنم از بغل دستیم اسم عطرشو میپرسم!
+
88/03/19 11 PM  .شایا.
|
فقر مالی رو درست کردین..فقر فرهنگی رو چی؟
سلیقه ایه جان من!
خب بوی جوراب دوست دارن!
+
88/03/19 11 PM  .شایا.
|
من ش ر ک تم..
جلو بشینیا...
رسیدی سر چها راه زنگ بزن..
با تشکر از خاطرات شما :دی
+
88/03/19 3 PM  .شایا.
|
همه دنیا یاری کردن تا ما ای وی آر داری کنیم!:دی
پ.ن:مقسی بوکو.
+
88/03/18 9 PM  .شایا.
|
موج سواری دولا دولا نمیشه..
+
88/03/18 9 PM  .شایا.
|
دوست خوب دستت را نمیگیرد..
دستت را میبندد..
که راحت راه بروی روی دلت...
+
88/03/16 9 PM  .شایا.
|
تقدیم به همه شاملو خونهای تاریخ بلد!:دی
"شجره مونو فیلتر کردن"
پ.ن:بخوام نخوام جزئشونم...سختیهاشونو من کشیدم..
میخوام پاش وایسم..حالا هرجور که هستن..
مقدس مآبی نکنین..کسی از بابا آدم شماها خبر نداره...
+
88/03/15 8 PM  .شایا.
|
نمیتونم ببخشمت..
وقتی اون کتاب لعنتی که اکثر مشکلات تخیلی بهش بر میگرده رو نمیخونی...
+
88/03/15 0 AM  .شایا.
|
با من طوری رفتار نکن که انگار روانی ام..
چون هستم..
+
88/03/14 11 PM  .شایا.
|
گاهی حس میکنم به آخر خط رسیدم..بعد میبینم نه هنوز..
گاهی حس میکنم اول خطم...بعد میبینم نه هنوز...
+
88/03/14 3 PM  .شایا.
|
یکی بزنی٬یکی میخوری!
کارما نزنه..
خودم که هستم!
+
88/03/14 3 PM  .شایا.
|
همه مثه همن..
با همه پر رویی ها و کم روییهاشون..
دلمون میخواد خاص باشن..
نیستن..سرخورده میشیم..
تا جونمون در بیاد..
مثه همه میشن..
جونمون در نمیاد..
+
88/03/14 3 PM  .شایا.
|
همه از خداشونه من منطقی باشم (درست وقتی که گارد شدیدی از این منطقی شدن گرفتن)
همه وقتی با منطق و استایل خودشون باهاشون حرف میزنی٬کسر شآنشون میآد ادامه بدن!
همه یه طبیعتی دارن که بهشون اینجور وقتها زنگ میزنه!
+
88/03/14 1 PM  .شایا.
|
ما آدمها رو تربیت نمیکنیم..نه میخواهیم نه میتونیم..
ما فقط به آدمها اجازه میدیم/نمیدیم که باهامون چطور رفتار کنن..
+
88/03/14 1 PM  .شایا.
|
+
88/03/14 1 PM  .شایا.
|
چادرشو گرفت به دندون و بازوی بچه رو کشید..زد تو سرش که امیر عباس نری باز..
بچه هم بدون عر زدن نشست لب جوب و فیلتر سیگار پیدا کرد شروع کردن به مثلا سیگار کشیدن..
چادرشو جمع کرد دور کمرشو گرفت و شروع کرد به شماره گرفتن با تلفن کارتی بالا سر بچه..
با یه نگاه به من ناظر..گفتم :خانوم داره سیگار میخوره..دوباره زد تو سر بچه..
نمیگفتم هم میزد..گفتم هم زد..
+
88/03/14 1 PM  .شایا.
|
اون خانوم مثه بهاره رهنما میمونه واسم..
ندیدمش..نمیشناسمش..خوشگله مهربونه..
ولی حس خوبی بهش ندارم!
+
88/03/14 1 PM  .شایا.
|
میخوای بهم نقشهای تحملشون باید کرد٬بدی..
تا تست گریم میرم٬بازیم نمیآد..
دلمم نمیخواد نقش نویسی کنم..
اینجوری میشه که کارگردان شدی..میشی..شدین!میشین..
تبریک!
+
88/03/14 1 PM  .شایا.
|
تو جیب بودم..رو میز شدم..
دارم میرم اون اتاق...
بعدشم یه راست تو جوب..
(نترس این شیرجه مال خودمه)
+
88/03/14 1 PM  .شایا.
|
از وقتی این وبلاگ رو زدم آسایش روانی دارم...
+
88/03/14 1 PM  .شایا.
|
به جا این سبز و سفید شدنها..
یه فکری کنین..
نه!
یه کاری کنین...
+
88/03/14 0 AM  .شایا.
|
خدایا نمیخوام تو کارت دخالت کنم ولی کاش بجای بهشت و جهنم یه ترفند دیگه ای واسه آدم کردن آدمها داشتی...جدآ به چه دردم میخوره بعدا بسوزه یا مار بره تو حلقش؟
+
88/03/12 11 PM  .شایا.
|
موتوری از توپی خوشمزه تره!!
حالا هی استدلال کن که پفک پفکه!
+
88/03/12 11 PM  .شایا.
|
+
88/03/12 11 PM  .شایا.
|
گاهی با روندن میشه زندگی کرد..
ولی
گاهی با زندگی نمیشه روندن کرد..
+
88/03/12 11 PM  .شایا.
|
چرا دوسپسر سابق دوست آدم توقع داره سوارش کنی..
اونهم وقتی که فقط به خاطر دوستت بهش سلام میدادی.؟
+چرا دوستت بهت دروغ میگه راجع به درسش ..وقتی واقعا واست فرقی نداره؟
+
88/03/12 11 PM  .شایا.
|
خوب خوابیدن بهتر از خواب خوب دیدنه..
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
این چه حس مزخرفیه که وقتی یکی رو دوس داریم میخوایم تنهاییشو پر کنیم (بگیریم)..
اینجوری دیگه لحظه بکری واسش نمیمونه٬که بخواد برامون تعریف کنه..
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
خیلی وقتها ترمیم..خوبتر از خرید جدیده..
هم واسه خلاقیت هم واسه نوستالژی..
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
موضوع آدمهان..
یا ما که جزئشونیم..؟
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
اونی که میونجیگری میکنه از دو طرف کتک میخوره..
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
بخوای نخوای یه جا شیر بودنشونو میخوان نشون بدن..
این مائیم که باید دست از موش بودن برداریم..
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
مردم رو نباید جدی گرفت..
بازی هم نباید داد...
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
وقتی یکی خشمش٬قضاوتش یا حس آنیشو بهت ترجیح میده..
باید خودتو به حست ترجیح بدی..
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
یادمه یه روز منم در جواب "جدی نگیر" ٬گریه میکردم..
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|
برده دار..اسیره...
اسیر برده کشی اش..
پ.ن:روح برده رو نمیشه اسیر کرد..
مگه روحی که برده باشه..
+
88/03/11 9 PM  .شایا.
|